سفر به سرزمین روسپیان روسپید ( 32 )

اما در سفر به تایلند ، نکته هایی برایم جالب بود که تا این هنگام هنوز آن ها را ننوشته ام:
۱- آرامش سرشتی ( Temperamental ) شمار فراوانی از تایلندی ها برای من بسیار شگفت انگیز بود. به ویژه در آن هنگام که اغلب هم میهنان داخل و خارج میهن را دارای سرشت ( مزاج ) نا آرام ، شورشی و عصیانگر می دیده و می بینم.
۲- زن و مرد در تایلند دوشادوش یکدیگر از بامدادان تا شبان گاهان برای لقمه ای نان و چند متری مسکن کار و کوشش می نمودند. گاهی همه ی کارمندان یک بانک خانم بودند و به خوبی و با اطمینان و آرامش کامل از پس همه ی کارها بر می آمدند. جنس این بانوان ارجمند را نباید با روسپیان اشتباه گرفت.
۳- توهین ، متلک انداختن و ایجاد مزاحمت برای زنان - حتا روسپیان - در تایلند با تبعات کیفری بسیاری همراه است. این برای من که همواره از چیرگی سنگین متلک های رکیک و توهین های پلید به زنان و دختران ایرانی رنج برده و دچار اندوه و افسوس شده ام ، با عبرت و افسوس فراوان همراه بود.
۴- چشم چرانی مردان در تایلند بسیار کمتر از ایران و حتا مالدیو بود. تایلندی ها بیشتر از آن که در بند « شهوت » باشند ، به دنبال « خوراک » اند و در این راه از بامدادان تا شام گاهان به خوردن می پردازند اما آدم فربه و چاق در آن تایلند به چشم نمی خورد. بنابراین همانند ما ایرانیان تکانشی و عصبی و بی حساب به خوردن نمی پردازند. در تایلند و در رستوران مجلل مجتمع تجاری پاراگون بانکوک در کمال شگفتی آشپزی را دیدم که در نهایت دقت و هنرمندی در حال پختن « آلت گاو » در داخل آب و روغن و ادویه ی جوشان بود. هر چند در نگاه نخست ، « پنیس ( آلت ) گاو » را با « سوسیس » و « کراکف » اشتباه گرفتم که دوست همراه مان که تجربه ی سفرهای پیشین به تایلند را داشت ، مرا از این اشتباه فاحش خارج ساخت و البته نگفت که آیا پیش تر مزه ی آن را چشیده است یا نه !!
خداوند را سپاس گزارم که ما در آن هنگام به دلیل خوردن صبحانه ای سرشار و سنگین ، حتا برای لحظه ای به فکر خوردن ناهار نبودیم !!!
۵- صنایع دستی در تایلند ، درآمد دلاری سرشاری را برای آن سرزمین به ارمغان می آورد. این درآمد - که کاملن وابسته به ورود گردش گران خارجی است - برای کشور ما که صادرات نفتی اش ، به سبب افزایش بی رویه و اشتباه جمعیت در دهه ی ۱۳۶۰ ، رو به پایان است ، می تواند مایه ی سرمشق و عبرت باشد. پیش از هر چیز در این راهبرد ، احترام و چشم چرانی نکردن به گردش گران فرنگی را باید بیاموزیم.
۶- طبیعت تایلند در پوکت و پاتایا بسیار زیباست. سفر به تایلند مجموعه ای از هیجان ( Excitement ) و آرامش ( Relaxation ) است. به ویژه تعریف ماساژهای آن را فراوان شنیدم اما دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ آ !! ما غیاث آبادیا آدمای ناموس پرستی هستیم و خودمان را به دست و پنجه های عمومی این گیس بریده ها نمی سپاریم !!
۷- سفر به تایلند را به گونه ای جدی به همه ی هم میهنان ارجمند سفارش و پیشنهاد می نمایم. سفر به تایلند - برخلاف سفر به مالدیو که تنها برای ماه عسل یا بیرون آمدن از یک دوره ی پر تنش و سرشار از استرس مناسب است - برای همه ی هم میهنان در هر سن و سال و کلاس اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی ای می تواند لذت بخش و عبرت آموز باشد. به ویژه راهبردگزینان اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی مان شاید از این گذر بتوانند بیش از « راهبردهای پیشگیری از اندلسی شدن مان » ، به « راهبردهای پیشگیری از تایلندیزه شدن سرزمین بی صادرات نفت و گاز مان در دهه های پیش رو » بیندیشند.

۸- گرایش معنوی تایلندی ها به دین و آیین بودا برای من که میهنم را به گونه ای عریان و نمایان درگیر و گرفتار « بحران هویت ( Identity crisis ) و معنویت ( Spirituality crisis ) می بینم ، بسیار شگفت انگیز و افسوس آور بود. در بانکوک هر از چند گاهی بر سر هر ساختمان مهمی معبد کوچکی برای نیایش و تقویت و تجدید آرامش معنوی برقرار بود. مسلمانان و مسیحیان در تایلند از حقوق و کرامت انسانی و مزایای اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی برابر با بوداییان برخوردار بودند.

۹- احترام و محبت به حیوانات نیز برای من ایرانی که از کودکی آشکارا شاهد حیوان ستیزی و حیوان آزاری گسترده در سرزمین سرگردان مان بوده و هستم ، با افسوس فراوان و اندوه سرشار درباره ی مشکلات و اختلالات رفتاری هم میهنانم همراه بود. سگ ها آزادانه در پوکت به گردش و استراحت می پرداختند و مردمان سگ های هم میهنان شان را به لقمه ای غذا میهمان می کردند و نه هم چون ما با چوب و چماق و پاره آجر و قلوه سنگ !!! معبدی در پوکت « معبد میمون های مقدس » نام داشت.

و بالاخره پایان سفرنامه.















































